حمایت از کالای ایرانی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

حواس پرتی، الامانمو در اورده!!

حواس پرتی خیلی ادم رو تنبل و ننگ جامعه و مایه خنده دیگران و بی فکر و عاشق و موادی و ... نشون میده:(

ادم با حواس پرتیش سر هر عاملی یک لحظه پایش به سنگ جدول گیر کرده و در جوب آب افتاده

و تمام لباس و شلوارش خیس می شود و میشه مایه آبرو ریزی!؛(

ادم با حواس پرتیش، مثل ادم متن وب و کتاب ها رو نمیخونه، و قشنگ از مدیران وب ها فحش میخوره و چیزی نمیتونه بگه:(

ادم با حواس پرتیش در رانندگی با خودرو سواری خودش و چند نفر دیگه رو به اون دنیا میفرسته.

#مرگ-بر-حواس-پرتی.

  • مستر صفری

مراسم هر سال شب شهادت امام موسی کاظم همسایه ام ایناا!

دیشب بعد نماز مغرب و عشا ام، در خانه را زدند و خانواده بنده را به این مراسم دعوت نمودند و

من هم سریع در عرض ۵ دقیقه آماده شدم و بعد از خارج شدن از در راهی مراسم شدم و در راهی

مراسم شدن مادرم صدایم کرد و یه کار باهام داشت و گفت و بعدش دیدم بی اختیار به یک دختر خانم

نگاه نمودم و نمیدونم چی شد مهرش به دلم نشیت و بسوزه پدر عاشقی و عاشقش شدم و بعد از رفتن

مادرم و خانم های همسایه به سوی در ورودی بانوان من هم با استقبال پسر همسایه امان وارد خانه

اشان شدم و پیش پدرم نشستم و من نتیجه بازی پرسپولیس و پارس جنوبی جم را بررسی میکردم

تا بازی۱-۱ تمام شد و بعد صاحب خانه یک تسبیح و دو نقل بین کل مردم توزیع نمود و مسئول مراسم

که دوست بنده هم بود، گفت: به ازای هر نقل، یک دور تسبیح با ذکر«اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ » بگین و هر نفری دو دور تسبیح

را چرخاند و من هم به فکر این دختر خانمه بودم و به خودم گفتم این عاشقی کار شیطونه و باید

استغفار کنم و تا میخواستم استغفار کنم قسمت بعد مراسم شروع شد که سخنرانی بود که درباره

امام کاظم و امامیت و نقش خمس و زکات در زندگی مردم و مشکلات جوانان بود و بعد این مراسم

تعداد زیادی نقل بین مردم پخش شد و هر فرد ۱۰ تا بیشتر نقل گرفت و بعدش دعای توسل رو خواندند

و من اواسط دعا، که دعا میکردم بدبختی دعا میکردم امسال متأهل شم؛ بسوزه پدر خریت؛ و بعدش

صرف شام و رفتن به خانه و فکر این دختر خانم ولم نمیکرد که با چندتا استغفار فهمیدم عشق نبوده،

عاشق نمایی شیطان برا من بوده که باعث شد من عشق به اون دختر خانم رو فراموش کنم.

  • مستر صفری

یک واقعیت تلخ تو زندگی اکثرمون!

  • مستر صفری

پیاز!

پیاز با کلی فوایدی که داره، خوب اشک آدمو در میاره، اشک ادم با سوز از چشمانش ریزش می کند، فقط مانده یک نوحه پخش بشه تا مجلس عرفانی بشه!:).

برای گریه افتادن سر و ته پیاز را زده و دست خود را اطراف ابروهایتان بمالید، برای عکس گرفتن هم در زمانی که ادم ناراحته و اشکش در نمیاد، خوبه:)

  • مستر صفری

راز داری:)

یک خصلت مشترک توی دختر ها و پسرها، همین راز داریه:)، که تفاوتش اینه که نود و هشت درصد پسرها رازشون تو دلشون میمونه و بعضی دخترها تا با دوستشون در میان نزارن، تو دلشون نمیمونه:)

  • مستر صفری

فست فود!

فست فود یا همون غذای آماده که در ایران بیشتر با دیدن همبرگر و ساندویچ و ...یادش میفتن

و غذای در کل خوشمزه و تردی و چربی و با نمکی هم هست و هم خوردنش ضرر داره، هم

نخوردنش، چون ادم گرسنه میمونه و بعضی هایمان هم حاضریم ۲۰۰۰ تومان بدیم یه ساندویچ

بخریم ولی ندیم یه نون خالی با یکم پنیر بخریم و از غذای به این سالمی استفاده کنیم!

و کلا من با فست فود و امثالش کلا سر جنگ دارم، شما چطور؟

  • مستر صفری

خر

و خر افریده شد، تا ما ادم ها به هر کسی که یک کاری رو اشتباه انجام میدهد بگوییم مگه خری:))

  • مستر صفری

اتوبوس واحد شهری:) از اون آلبالویی هاش:)

این داستان بر میگرده به یک سال پیش، یک روزی بنده سوار بر اتوبوس واحد شهری، شهری که فاصله

تا روستامون به اندازه یه اتوبان چهاربانده! بودم که ناگهان داخل شهرداری بخش اتوبوس ها رو دیدم

و اتوبوس آلبالویی رنگ چشم را عاشق خودش کرد و من هم ثانیه شماری میکردم این اتوبوس بیاد تو

خط آ۶! که انچنان ببینمش و از دیدن رنگ البالوییش کیف کنم که حد نداشته باشه و من ۶ ماه بعدتر

دست اقای رادفر که رانندش بود دیدمش و خیلی من دوسش داشتم و دور و گشتاور بالایی داشت و

کولری خنک:)) و بنده هم با سر و کله زدن با ایشان اخرش پشت فرنانش نشستم و چون پایم درد میکرد

یکم که باهاش رانندگی کردم،  پام دردش بیشتر شد و پدرم در اومد ولی خیلی هم رانندگیش دوست داشتنی

بود و کلا این توصیه رو اویزه گوشتون کنین توی اتوبوس تا کامل تو ایستگاه نایستاده جز با زنگ اطلاع

رسانی پیاده شدن مسافر، خودتون از جایتان بلند نشوید چون ممکن است یک لحظه مثل دختر خانمی

که این بلا سرش اومد کلتون پر از خون نشه و دست و پاتون نشکنه، ترمزهای بک لحظه ای این اتوبوس

ها بس خطرناک ان!

  • مستر صفری

چندتا نکته برای تقویت اعتماد به نفس شما!

بدانید که اکثر مردم راجع به شما اصلا فکر نمیکنند

افراد کمرو بیش از حد راجع به اینکه دیگران درباره شان چه فکری خواهند کرد نگران میشوند… اما واقعیت این است که مردم اصلاراجع به شما فکر نمی کنند…
تصور کنید قدرت جادویی خواندن افکار دیگران را داشتید؛ فکر میکنید در سر اطرافیانتان چه جملاتی می شنیدید؟
“ای وای ! ایستگاه رو رد کردم”
“وای پول یادم رفت…”
“فردا چی بگم به رئیسم؟”
“امروز یادم باشه زود برگردم به کارهام برسم”
“عجب ترافیکی ,امروزم دیر میرسم سر کار…”
دقت کنید چقدر ضمیر متصل اول شخص میبینید تو جمله ها؟  یادم رفت , بگم , برگردم , میرسم و...
 انسان به صورت طبیعی بیشتر (99%اوقات) درگیر خودش و امور مربوط به خودش است ! آنقدر مردم برای خودشان افکاری دارند که به آنها فکر کنند تا دیگر وقت نداشته باشند راجع به شما فکر کنند… خیالتان راحت باشد.‌

  • مستر صفری

عاشق هر دختری شدی...

مستر صفری جانم:

عاشق هر دختری شدی
مطمئن باش عشق دوم او هستی
آنها عشق را اولین بار با نوازش پدر تجربه کرده اند :))

  • مستر صفری

بوسه ای بر باران

آن کس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند!
دوستان عزیز غیر بلاگری
Designed By Erfan Powered by Bayan