روحانی، آمریکا رو ول کن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

راز یا توصیه هایی برای قورت دادن قورباغه ها

۱- مختان را خانه تکانی کنید. مواظب باشید زیاد تکان تکانش ندهید. اگر از مختان تا به حال استفاده  نکردهاید، بگذارید همین طور بسته بندی شده باقی بماند. اگر از مختان سوء استفاده  کردهاید، جلوی  بچهها و جایی که خانواده زندگی  میکند،  خالیاش نکنید. اگر کسی مختان را خورده،  مخاش را تلیت کنید. اگر کسی مختان زده،  مخاش را آنقدر بزنید تا آدم شود. اگر مختان معیوب است به ادامه  توصیههای ما گوش دهید. خلاصه مخ تارید .

۲- زندگی را در آغوش بفشرید. گفتم زندگی را در آغوش بگیرید با ناموس مردم چه کار دارید؟ این طوری زندگی شما را در آغوش  میگیرد و اگر برادر یا پدر ناموس مردم پیدایش شود، طوری ولتان  میکند که با سر به زمین بخورید. به دامان طبیعت بروید و با خودتان زمزمه کنید: همه چی آرومه. من چقدر شل مغزم. فقط مواظب باشید کسی آن دور  وبرها نباشد. برایتان حرف در  میآورند. پیش در و همسایه خوب نیست .

۳- اگر زیادی احساس خوشبختی  میکنید؛ ازدواج کنید. دوره فلاسفه به پایان رسیده و بعد از ازدواج یک اتفاق بیشر برایتان  نمیافتد، بدبخت  میشوید. به هر حال از بلاتکلیفی و الکی خوشی بهر است. حداقل یک درد مشرک با همسرتان پیدا  میکنید و هر روز و شب همدیگر را فریاد  میکنید .

۴- بخشنده باشید: اگر کسی با جوراب گِلی روی بالش شما راه رفت، موقع خواب روی بالش و ملحقات بالشش راه نروید. اگر کسی سوسک در چای شما انداخت، موش توی  قهوهاش نیاندازید. اگر کسی شما را به نام حیوانات اهلی صدا کرد، او را به نام جانوران موذی صدا نکنید. اگر کسی اعصابتان را خط خطی کرد، بدنش را خط خطی نکنید. اگر دچار گاز گرفتگی شدید، کسی را گاز نگیرید. اگر کسی دنبالتان کرد، حتما فرار کنید. اگر کسی زیر آبتان را زد، جوری توی گوشش بزنید که نفهمد از کجا خورده است. بخشش هم حدی دارد .

۵- شاد باشید: بخند به روی دنیا، تا دنیا آن روی سگش بالا نیاید. اگر قرض بالا  آوردهاید و بدهکارید، بخندید. زندان هم خوش یهای خودش را دارد. اگر از کارتان اخراج  شدهاید بروید و به کارفرمایتان بخندید. اگر از همسرتان جدا ش دهاید بروید و به مادر زنتان بخندید. خلاصه جوری به دنیا بخندید که دنیا جرات نکند به شما بخندد .

۶- سفر کنید: تا خام هستید سفر کنید. اگر پخته شوید دیگر کار از کار  میگذرد. در سفر ،جوجه کباب را فراموش نکنید. البته به مرغ و خروس مردم هم کاری نداشته باشید. سر جای پارک و جای چادر زنی با دیگران دعوا نکنید. اصلا  نمیخواهد بروید سفر. توی خانه بمانید. چون ممکن است اتوبوستان چپ کند یا قطارتان از ریل خارج شود یا خدایی نکرده هواپیمایتان توپولف باشد .

۷- چیزهای مصنوعی را از زندگیتان دور بریزید. اگر احساس پیری  میکنید  دندانهای مصنوعی همسرتان را دور بریزید تا دیگر نتواند شما را گاز بگیرد. فقط اشکال کار اینجاست که بعدش مجبور  میشوید، آدامسش را برایش بجوید و  شبها که برای خوردن آب از خواب بیدار  میشوید، آب دیگر مزه دهان همسرتان را  نمیدهد و بعد از خوردن آب،  دندانهای همسرتان را در دهانتان حس  نمیکنید .

۸-  عادتهای بد را ترک کنید. منظورم  عادتهایی مثل سیگار کشیدن بود نه همسرتان.


فصل دو کتاب لاف توشک علیرضا لبش.


  • مستر صفری

یه نقد کوچولو....

در قدیم دزد سر گردنه هم معرفت داشت!

روزی دزدی در مجلسی پر ازدحام با زیرکی کیسه ی سکه مردی غافل را می دزدد
هنگامی که به خانه رسید کیسه را باز کرد دید در بالای سکه ها کاغذیست که بر آن نوشته است :

"خدایا به برکت این دعا سکه های مرا حفاظت بفرما"

اندکی اندیشه کرد
سپس کیسه را به صاحبش باز گرداند!

دوستان دزدش او را سرزنش کردند که چرا این همه پول را از دست داد!؟
دزد کیسه در پاسخ گفت :
صاحب کیسه باور داشت که دعا دارایی او را نگهبان است. او بر این دعا به خدا اعتقاد نموده است
من دزد دارایی او بودم نه دزد دین او
اگر کیسه او را پس نمیدادم، باورش بر خدا سست می شد. آن گاه من دزد باورهای او هم بودم
واین دور از انصاف است!
بدون شرح ....
اصلا ربطی خدایی نکرده به #مسئولین ما نداره ها ....

  • مستر صفری

حکم ازدواج در فضای مجازی؟؟

برای من این سوال پیش اومده بود که  توی این فضای مجازی یک پسر و دختری که با هم چت میکنن عاشق و دلباخته
هم بشن میتونن با هم ازدواج کنن یا خیر؟(بگذریم که تو بعضی بلاگران این موضوع مسئله ذهنیشونه)
در این مورد بنده این سوال را در یکی از گروه های تلگرامی به مدیریت آقای توسلی و دوستان دیگرشون که در حوزه علمیه تدریس میکنند، مطرح کردم و یکی از این عزیزان این پاسخو بهم دادند؟

و بنده برای کامل تر شدن سوالم از ایشون این سوال زیرو پرسیدم؟
«اگر این دو طرف در فضای مجازی میخواهن عقد کنن چیکار کنن؟؟»

*و اگر فکر میکنین من میخوام در این فضا با کسی ازدواج کنم، کاملاً در اشتباهین.

  • مستر صفری

خواهر مجازی من...

در آن سوی دنیای مجازی کسی نشسته ،بی اختیار صدایش می کنی برادر ،خواهر .

 به او دل می بندی بعنوان شخصی که نامش را نهادی برادر یا خواهر . با او درد دل

 میکنی ،از جفا می گویی،از دلتنگی از نامهربانی از نا مردی ها  از شکستهایت از دل

 شکستگی هایت و از قلب خسته ات برایش می گویی به خیال اینکه هیچگاه اورا...

 

 نخواهی دید به امید اینکه هیچ گاه تورا نخواهد شناخت اورا میکنی محرم اسرار

 خویش ، درد دل خویش را به او می گویی بغضهایت را از او مخفی نمی کنی از گذر

 زمان برایش می گوی از صافی دلها و حرمت قلبهای خسته می گویی ، آری او می

 شود همه کس تو ، کسی که وقتی به تکیه گاه نیاز داری او می شود تکیه گاه تو اما

 او فقط یک خواهر یا برادر مجازیست !

  • مستر صفری

بوسه ای بر باران

آن کس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند!
دوستان عزیز غیر بلاگری
Designed By Erfan Powered by Bayan