روحانی، آمریکا رو ول کن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

مراسم هر سال شب شهادت امام موسی کاظم همسایه ام ایناا!

دیشب بعد نماز مغرب و عشا ام، در خانه را زدند و خانواده بنده را به این مراسم دعوت نمودند و

من هم سریع در عرض ۵ دقیقه آماده شدم و بعد از خارج شدن از در راهی مراسم شدم و در راهی

مراسم شدن مادرم صدایم کرد و یه کار باهام داشت و گفت و بعدش دیدم بی اختیار به یک دختر خانم

نگاه نمودم و نمیدونم چی شد مهرش به دلم نشیت و بسوزه پدر عاشقی و عاشقش شدم و بعد از رفتن

مادرم و خانم های همسایه به سوی در ورودی بانوان من هم با استقبال پسر همسایه امان وارد خانه

اشان شدم و پیش پدرم نشستم و من نتیجه بازی پرسپولیس و پارس جنوبی جم را بررسی میکردم

تا بازی۱-۱ تمام شد و بعد صاحب خانه یک تسبیح و دو نقل بین کل مردم توزیع نمود و مسئول مراسم

که دوست بنده هم بود، گفت: به ازای هر نقل، یک دور تسبیح با ذکر«اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ » بگین و هر نفری دو دور تسبیح

را چرخاند و من هم به فکر این دختر خانمه بودم و به خودم گفتم این عاشقی کار شیطونه و باید

استغفار کنم و تا میخواستم استغفار کنم قسمت بعد مراسم شروع شد که سخنرانی بود که درباره

امام کاظم و امامیت و نقش خمس و زکات در زندگی مردم و مشکلات جوانان بود و بعد این مراسم

تعداد زیادی نقل بین مردم پخش شد و هر فرد ۱۰ تا بیشتر نقل گرفت و بعدش دعای توسل رو خواندند

و من اواسط دعا، که دعا میکردم بدبختی دعا میکردم امسال متأهل شم؛ بسوزه پدر خریت؛ و بعدش

صرف شام و رفتن به خانه و فکر این دختر خانم ولم نمیکرد که با چندتا استغفار فهمیدم عشق نبوده،

عاشق نمایی شیطان برا من بوده که باعث شد من عشق به اون دختر خانم رو فراموش کنم.

  • مستر صفری

صندلی دااااااااااااااااااااااغ!


صندلی داغ که میدونید چیه!؟
پس بپرسین سوال های بامزه تون را هم بلاگریها!:)
  • مستر صفری

بوسه ای بر باران

آن کس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند!
دوستان عزیز غیر بلاگری
Designed By Erfan Powered by Bayan