حمایت از کالای ایرانی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

اتوبوس واحد شهری:) از اون آلبالویی هاش:)

این داستان بر میگرده به یک سال پیش، یک روزی بنده سوار بر اتوبوس واحد شهری، شهری که فاصله

تا روستامون به اندازه یه اتوبان چهاربانده! بودم که ناگهان داخل شهرداری بخش اتوبوس ها رو دیدم

و اتوبوس آلبالویی رنگ چشم را عاشق خودش کرد و من هم ثانیه شماری میکردم این اتوبوس بیاد تو

خط آ۶! که انچنان ببینمش و از دیدن رنگ البالوییش کیف کنم که حد نداشته باشه و من ۶ ماه بعدتر

دست اقای رادفر که رانندش بود دیدمش و خیلی من دوسش داشتم و دور و گشتاور بالایی داشت و

کولری خنک:)) و بنده هم با سر و کله زدن با ایشان اخرش پشت فرنانش نشستم و چون پایم درد میکرد

یکم که باهاش رانندگی کردم،  پام دردش بیشتر شد و پدرم در اومد ولی خیلی هم رانندگیش دوست داشتنی

بود و کلا این توصیه رو اویزه گوشتون کنین توی اتوبوس تا کامل تو ایستگاه نایستاده جز با زنگ اطلاع

رسانی پیاده شدن مسافر، خودتون از جایتان بلند نشوید چون ممکن است یک لحظه مثل دختر خانمی

که این بلا سرش اومد کلتون پر از خون نشه و دست و پاتون نشکنه، ترمزهای بک لحظه ای این اتوبوس

ها بس خطرناک ان!

  • مستر صفری

بوسه ای بر باران

آن کس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند!
دوستان عزیز غیر بلاگری
Designed By Erfan Powered by Bayan