حمایت از کالای ایرانی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

شیطان بر ادم سجده نکرد(!) ولی انسان بر خدا سجده نکرد!

شیطان که رانده گشت بجز یک خطا نکرد
خود را براى سجده آدم رضا نکرد
شیطان هزار مرتبه بهتر ز بى نماز
او سجده بر آدم این بر خدا نکرد

+جهت یادگیری: در شعر از به کار بردن علائم نگارشی صرف نظر میشود.

  • مستر صفری

بزغاله

سلام.

10 سالم بود که در نیمه های یک شب برفی، یکی از بزهامون زایید، با مادرم رفتم توی آغُل1 آتش روشن کنیم کنار بزغاله تازه به دنیا اومده داخل یک تشت مسی تا سرما نخوره و از دنیا نره و خیلی هم این کوچولوی نانازی، ناز بودا.

من خودم تا یک ماهگیش، همش بقلش میکردم و حتی بوسش هم میکردم، و چون بزغاله جنسیتش نر بود، یه یه ماهی که بزرگتر شد، با شاخ هاش بازی می کردم، خیلی زور میزد تا دستم را که مقابل شاخش قرار داده بودم را سوراخ کنه، و هی فشار میداد ولی دو سه بار کف دستم را زخم کرد و یکم هم جاش تا 10 دقیقه میسوزید.

و گاهی وقت ها حتی بقل دهنش علف میکرفتم تا بخوردشون و خیلی قشنگ میخوردشون.

یکم که بزرگتر شد، می دوید دنبالم و خیلی باهام بازی می کرد و من هم عاشق این کارش بودم و بزرگتر از الانش که میشد، دیگه کمتر برام ناز بود.

و گاهی وقت ها که به صحرا بزهارو میبردم، بزغاله ها کنار بزها بازی بازی میکردند تا به سر لته2 که سر باغمون بود برای چرا برسن، وقتی من با یه بقل علف بطرف بزها و بزغاله ها می امدم، بزغاله ها طرفم میدویدن و من براشون علف ها رو روی علف های خشک و شاخه درخت هایی که براشون بریدیم و برگ هاشونو خورده بودند میریختم و اون ها خیلی خوشکل میخوردندشون.

+نکته مهم: علف ها رو روی خاک بریزید، بزها و بزغاله ها آنرا نخواهند خورد.

و گاهی وقت ها یکم به کتک کاری با شاخش روی می اورد و اون زمان که داخل خیابون روستامون بود، بچه های کوچک محله رو با شاخش اذیت میکرد و تا شش، هفت ماهگی که عمر میکرد، برای یک نذری ای، چیزی ( دقیقا یادم نیست) او را کشتیم.

*نکته خیلی مهم*: تمامی عکس ها متعلق به وب های اینترنتی و جمع آوری شده توسط گوگل هستند و هیچ کدام از عکس ها، عکس های من از اون وقوع پدیده نیستند.


1-محل نگه داری گوسفندان در روستا که محیطش تقریبا 60 مترم نمیشه.
2-دشت زار محدود شده، یعنی یک تیکه از زمین دشت زار.


  • مستر صفری

لطفاً تنبل تباش مستر صفری

سلام.

این پست یک جور1مستقیم به خودم ربط دارد،ولی ممکنه شامل بعضی بلاگرهای مثل من بشه.

مَنِی2 که پست خیلی کم میگذارم، نباید توقع داشته باشم دنبال کننده های وبم زیاد بشن، زیرا دنبال کننده هایی که میخواهن وب من رو دنبال کنن، دوست دارن در وبم مطالب(پست) خوب و قشنگ و زیبا و نفرت انگیز و عاشقانه و قس علی هذا باشه.

و وقتی من تنبل بازی در پست گذاشتن در بیارم و زوری سه، چهار روز یک بار یک پست منتشر کنم، نباید توقع داشته باشم، کسی دلش بخواد وب این شکلی را که مطالبش این شکلی منتشر میشه را دنبال کند.

پس «مستر صفری» باید چیکارکنی؟

باید برای پست گذاشتن، برنامه روزانه بنویسی تا از این تنبلی در پست گذاشتن در آی.

یعنی چه؟

یعنی در یک ساعت مشخص در یک روز، یه پست درباره یه موضوع به درد بخور منتشر کنی.

با این برنامه ریزی جانم، حتماٌ دنبال کننده هات زیاد میشن، فقط یادت باشه توکلت به خدا باشه

و برای رضایت او کار کنی عزیزم.


1-مستر صفری
2-گونه، شکل
  • مستر صفری

خط بزن آدم هایی رو از زندگیت، که آدم حسابت نمیکنن.

سلام.
یک مطلب بسیار تامل برانگیز و آرامش ساز رو براتون از توی یه کانالای تلگرام که لینکش رو آخر مطلب گذاشتم، کپی کردم و تو وبم نشرش دادم،و مطمئنم خیلی به کارتون میاد.
یه نکته مهم: کامل بخونیدش و صدبار بخونیدش و بهش عمل کنین، با عمل بهش تنها نمیشی، بلکه دوستان و آدم های نزدیک زندگیتو خوب میشناسی و میدونی باهاشون چجوری حرف بزنی، تا از اینکه تو رو دوست دارند، به خودشون افتخار کنن.
حرف بسه، اون مطلبه زیر همین خطه، با دقت لطفا بخونیدش جان من.
«کاغذ و خودکارت رو بزار جلوت
آدمهای زندگیت رو یکی یکی بنویس
اضافه کاری داره...خط بزن
حسادت میکنه...خط بزن
خوبیهات به چشمش نمیاد...خط بزن
جنس مخالف رو ترجیح میده...خط بزن
هروقت تنها شد یادت میفته...خط بزن
پشت سرت حرف میزنه...خط بزن
مکث نکن،فقط خط بزن
از این نترس که تنها بشی
تنهایی شرف داره به حضورِ این آدما تو زندگیت
شروع کن...
اضافی ها رو خط خطی کن...»

@Tanhaii
  • مستر صفری

برف برف برف میباره:)))

سلاامم.

دارم از خوشحالی بال در میارم، اینجا هم برف داره میباره، خیلی قشنگ کرده محلمونو.

«برف سفیدی داریم، خوشکل خانومی داریم

امشب توی زمین و آسمون عروسی قشنگی داریم.»

گزارش مستر صفری از وضعبت بارش محلشون تا حالا:

برف بسیار ریز تا 20 دقیقه پیش آروم می اومد و یه لایه 20 سانتی برفی روی زمین پوشونده بود

و الانم داره برف با گلوله های درشتش داره میباره.

اصلا خیلی خوبه توی برف بگردی، ولی بدلیل اینکه خانوادم بهم اجازه اینکارو امشبی بهم نمیدن.

فردا صبح میرم و کلی عکس از برف میگیرم و برای نوازش چشم های خوشکلتون تو ادامه پستم میزارم.

خیلی ذوق زده شدم وقتی اون لایه 20 سانتی برف رو زمین رو دیدم میخواستم یه دل سیر توی برف ها راه برم و برقصم و موسیقی شاد گوش بدم و کلی عشق وحال کنم، واقعا جاتون خالی عزیزای دل:)

عکس های گرفته شدم از روز بعد شب برفی محلمون(میخواستم یه عکس جالب از خودم بگیرم در این روز برفی ولی همون وقتی که میخواستم عکس بگیریم نوبت دکتر داشتم و نتونستم بگیرم، حیف شد:()

عکس۱:

عکس۲:

عکس۳:

عکس۴:

عکس۵:

عکس۶:



  • مستر صفری

خدا میدونه

سلام.

یک شعر زیبا درباره ی خدا توسط آقای «مجتبی هلالیان» عزیز سروده شده است، که بنظر خودم خیلی زیبا

سروده شده است، و دوست داشتم این شعر رو با شما عزیزای دل بلاگری به اشتراک بزارم، که این دوست داشتنم رو به واقعیت منجر کردم.

که شما میتونین این شعر زیبا رو بعد از خوندن این متن در زیر همین متن ببینید و بخونیدش، ضمنا بنده این شعر را با صدای داغان خودم ضبط کرده ام که توصیه میکنم با پلی کردن صدای بنده این شعر رو بخونین.

«شبا وقتی که بیداری                      خدا هم با تو بیداره

تا وقتی که نخوابی تو                     ازت چش ور نمیداره

خدا میبینه حالت رو                       خدا میدونه حست رو

از اون بالا میاد پایین                      خدا میگیره دستت رو

خدا میدونه تو قلبت                      چه اندازه تو غم داری

خدا میدونه تو دنیا                        چه چیزی تو کم داری

خدا نزدیک قلب توست                 با یک آغوش وا کرده

نزار پلک هاتو روی هم                  اگه قلبت پر درده

خدارو میشه حسش کرد             توی هرجا که باشی

فقط باید تو بایادش                       توی هر لحظه همراشی»


صدای داغان بنده:

  • مستر صفری

حق الناس رو رعایت کن عزیز

گاهی وقت ها مطالب گروه های شبکه های اجتماعی ارزش انتشار دارند، این مطلب

از نظر خودم ارزش انتشارش رو داشت،در یکی از این مطالب نکته هایی درباره رعایت حق الناس زیبا و بطور روان توضیح داده بود، که این مطلب، همون مطلب سبز رنگیست که دو خط پایین تر شاهدشین.

لینک کانالی که ازش این نوشته با ارزش را برداشت کردم و برای شما عزیزان دل نشر دادم رو آخر مطلب ذکر کرده ام.

مطلب زیر شما را در رعایت نکاتی درباره حق الناس کمک میکنه:

«یادمان باشد که حق الناس همیشه پول نیست،گاهی دل است دلی که باید به دست می آوردیم و نیاوردیم.
دلی که باید میبستیم و نبستیم.
دلی که امید وارکردیم و ناامید کردیم .
دلی را که شکستیم و رها کردیم.
دلهای غمگینی که بی تفاوت از کنارشان گذشتیم.

خدا از هرچه بگذرد از حق الناس نمیگذرد.
بیایید حواسمان باشد که با این زبان میشود مسخره کرد و با همین زبان میتوان روحیه داد.
با این زبان میتوان ایراد گرفت و با همین زبان میشود تعریف کرد.
با این زبان میتوان دل شکست وبا همین زبان میشود دلداری داد.
با این زبان میشود آبرو برد و با همین زبان میشود جدایی انداخت...
با همین زبان میشود آتش زد و با همین زبان میشود آتش را خاموش کرد.
حواسمان به دلهایمان باشد آلوده اش نکنیم.
بیا ارزش اینها را بدانیم که فردا در محضر خدا حق الناسی برگردنمان نباشد، که اگر هست در همین دنیا تسویه کنیم...»


https://t.me/stickerkar
  • مستر صفری

ریا چیزیس خطرناک

تو این روزگار کلی دعا و نماز میخونیم و مسجد میریم و هزاران عبادت انجام میدهیم.
حالا آیا این عبادتا مورد قبول خدا هستند یانه، یک وقت نکنه مورد قبول درگاه حق نباشن و داریم جای ثواب بردن گناه میکنیم.

عملی که توش ریا باشه خدا قبول نمیکنه هر چه خوب و زیبا باشه.
و عملی که فاقد ریا باشه مورد قبول درگاه حقه.

حالا ریا چیست، ریا یعنی یه کاری میکنیم که مردم ازمون تعریف کنن و یت عبادتی انجام میدهیم که مردم بگن این شخص چه خوب عبادت میکنه و این شخص به خودش افتخارکنه.

حالا میدونم خیلی دوست دارین بدونین چیکار کنیم عملمون بی ریا باشه، الان براتون میگم:
هر کار یا عبادتی که انجام میدهین فقط برای خدا باشه و از اینکه خدا ازتون راضی باشه خوشحال میشین و دوست ندارین که کسی بفهمه این کار یا عبادت رو انجام دادین، ولی اگر کسی فهمید که این کار رو شما انجام دادین و به دیگران گفت این شخص مدرسه ساخت و ازتون تعریف کردن ریا نیست چون شما برای خدا این کار رو کرده بودید نه برای خلقش:))

شنیدین که بعضی ها میگن ما خدا رو دور میزنیم، الان یکم دربارش توضیح میدم:
اون ها میگن ما میاییم مدرسه میسازیم که مردم همش ازمون نام ببرن و بگن آقای ایکس این مسجد رو ساخته از اون طرف هم میخوان خدا ازشون قبول کنه، خدا گفته این گناه رو من نمیبخشم بلکه این فرد را بیشتر در آتش جهنم میسوزانم.

یک روز فرشته ها بارهای ثواب سنگینی از یک شخص رو بطرف خدا میبردند که به هم میگفتن این فرد اهل بهشته، که به خدا رسیدن و خدا بهشون گفت تمام ثواب های ایشون از روی ریا کاریشون بوده و هیچ کدوم از اعمالش قبول نیست و جایش تو جهنمه.


نتیجه: برای خدا کار کنیم نه تعریف خلقش:))
  • مستر صفری

قران خونی:)

سلام

امروز رفته بودم برای یکی از اقوام نزدیک فاتحه بخونیم و مراسم چهلمش رو بگیریم که به خوبی و خوشی گذروندیم

این وسط چند تا چیز با مزه اتفاق افتاد که الان براتون میگمشون

اولینش این بود که قبل از شروع مراسم با آقاجونم یه دل سیر حرف زدیم و اونم از قدیما و کلاس رفتنش تو روستا میگفتو که خیلی خوب بود خیلیاشو نمیدونستم به معلوماتم اضافه شد.

درباره قایق های قدیمی هم خیلی برام حرف زد آقا جونم کشتی ران بوده و کلی دربارش بهم گفت و من فقط گوش میدادم خیلی برام جالب بود.

و رفتیم مسجد از مهمانان و فاتحه خانان اقوامم چذیرایی کنیم سه نفر شده بودیم یه امیر علی کوچولو بود که من خیلی دوسش دارم خیلیا پسر دایی ام قران ها رو بین شخص های فاتحه خوان تقسیم میکرد من هم ظرف پذیرایی رو با 30 ثانیه تاخیر جلوشون میگذاشتم و شیرینی رو بهشون تعریف میکردم و امیرعلی پشت سرم خرما میاورد که پدرش میگفت میخوره زمین خرما ها حروم میشه به باباش گفتم من بهش ایمان دارم

و بعداز برگشتن از فاتحه سر مزار و پس دادن دسته گل های اجاره شده در مسجد، رفتیم برای قران خوندن که قران خون ها اومدند که سوره های یاسین و الرحمن و واقعه و ... خوانده شدن که سوره واقعه به من افتاد که اولین بار بود و من رو صدام کار کردم و قران هم میخوندم خیلی روون و با دقت با دوسه تا اشتباه خوندمش از این شیوه ام خوششون اومده بود منم تو آسمونا سیر میکردم:)


  • مستر صفری

بوسه ای بر باران

آن کس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند!
دوستان عزیز غیر بلاگری
Designed By Erfan Powered by Bayan